مولانا در ابیات زیر به اهمیت وجود پیر در مسیر سیر الی الله و نگهداری از خود در برابر هوای نفس می پردازد. در ابتدا چند بیتی در باب حسام الدین می سراید که در نظر مولانا، خداوند در وجود او نوری ذاتی نهاده، و هر چه از دل مولانا می جوشد به واسطه ی وجود اوست. مولانا به این نکته اشاره می کند که پیر دقیقا خودِ راه و اگر خلق تیرماه باشند پیر عین تابستان است (از لحاظ گستردگی). خلق شب اند و پیر ماه روشنگر تاریکی. مولانا می گوید که شاید من نام "پیر" را استفاده می کنم اما در حقیقت او بخت جوانی است و در مسیر حق، پیر است نه از گذر ایام. پیر، ازلی و ابدی و مانند یک دُرّ بی همتاست. مانند شراب که هر چه کهنه تر می شود اثر مست کنندگی بیشتری دارد، پیر نیز شراب کهنه ای از جانب خداست.پیر را برای طی مسیر بگزین که این راه بدون او بس پر خطر و آفت است. در راهی که تو بارها رفته ای، بدون پیشگام آشفته ای، چه برسد به این راه که تا به حال آن را نپیموده ای! اگر سایه ی او بر سر تو در این راه نباشد بانگ غول تو را سرگشته خواهد کرد (در قدیم اعتقاد بر این بود که در بیابان "غول" افرادی را که تنها و بدون کاروان مانده ان برگ بی برگی ...
ما را در سایت برگ بی برگی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 137 تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 5:13